تبليغاتX
احاديث
احاديث
بسم الله الرّحمن الرّحيم
ترک نماز و کیفر آن در حدیث ارزشمندی از رسول اکرم (ص)
حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) از پدر بزرگوارش پرسید:

پدر جان مرد یا زنی که نماز خود را سبک بشمارد به چه کیفری دچار می شود؟

حضرت محمد(ص) فرمود: به پانزده گرفتاری دچار می گردد:

  1. خداوند عمرش را بی برکت گرداند.
  2. برکت از رزق و روزی او برگیرد.
  3. نورانیت بندگان صالح را از چهره اش بزداید.
  4. کارهای نیک او بی اجر و مزد ماند.
  5. دعا و نیایش او در درگاه خدا قبول نشود.
  6. از دعای نیکان بهره نبرد.
  7. خوار و ذلیل بمیرد.
  8. با گرسنگی چشم از جهان بربندد.
  9. هنگام مرگ تشنه جان دهد.
  10. فرشته ای در گور به شکنجه اش مأمور شود.
  11. قبر بر او تنگ گیرد.
  12. گرفتار تاریکی و ظلمت قبر شود.
  13. روز قیامت در برابر مردم فرشته ای او را کشان کشان به محشر آورد.
  14. با سختی و شدت به حسابش رسیدگی شود.
  15. خداوند با نظر لطف و محبت به او ننگرد و گرفتار عذابی سخت گردد.

 تلخیص از بحارالانوار جلد83 ص 21-۲۲

2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 21:19  توسط يک منتظر آقا  | 

امام حسین ع
 
همنشيني با فاسقان انسان را در معرض اتهام قرار مي دهد.
 

مجالسة أهل الفسق ريبة.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 122
------------------------------------------------------------

 عقل كامل نمي شود مگر با پيروي از حق .
 

لا يكمل العقل إلا باتباع الحق .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 127
------------------------------------------------------------

 بترس از ستم كردن بر كسي كه به جز خدا ياوري ندارد.
 

إياك و ظلم من لا يجد عليك ناصرا إلا الله جل وعز.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 118
------------------------------------------------------------

كسي كه براي جلب رضايت و خوشنودي مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا مي گذارد.
 

من طلب رضي الناس بسخط الله وكله الله إلي الناس .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 126
------------------------------------------------------------

اي مردم ، عبرت بگيريد از آن نكوهشهايي كه خداوند به منظور پند و اندرز دوستانش از علماي يهود كرده است ، آن جا كه مي فرمايد: "چرا روحانيون و علماي آنها (يهود) را از سخنان گناه آلود جلوگيري نكردند؟" و فرموده : "آن گروه از بني اسرائيل كه كافر شدند، (به زبان داوود و عيسي بن مريم ) لعنت شدند"، تا آن جا كه مي فرمايد: "چه كارهاي ناپسندي كه انجام مي دادند". بدين جهت خدا بر آنان عيب گرفت كه از ستمگراني كه در برابرشان بودند، فساد و اعمال ناروا مي ديدند و آنان را منع نمي كردند، چون به آنچه از ستمگران به آنان داده مي شد، چشم طمع داشتند و از عواقب اعتراضها بيم داشتند، با اين كه خداوند فرموده : "از مردم نترسيد، از من بترسيد"، و نيز فرموده : "مردان و زنان مؤمن دوست يكديگرند، به نيكي امر و از بدي نهي مي كنند".
 

إعتبروا أيها الناس بما وعظ الله به أولياءه من سوء ثنائه علي الأحبار، إذ يقول : لولا ينهيهم الربانيون و الأحبار عن قولهم الإثم ، و قال : لعن الذين كفروا من بني إسرائيل - إلي قوله - لبئس ما كانوا يفعلون ، و إنما عاب الله ذلك عليهم لأنهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين أظهرهم المنكر و الفساد فلا ينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم ، و رهبة مما حذرون ، و الله يقول : "فلا تخشوا الناس و اخشون " و قال : "ألمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر".
 

تحف العقول ، ص 237
------------------------------------------------------------

 آگاه باشيد كه يكي از نعمتهاي الهي بر شما حاجات و نيازهاي مردم به شما است ، پس از اين نعمتها بيزار نشويد كه برمي گردند و به جاي ديگر مي روند.
 

واعلموا أن حوائج الناس إليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم فتحور نقما.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 121
------------------------------------------------------------

عده اي از روي طمع عبادت خدا مي كنند، اين عبادت سوداگران است ، و جمعي از ترس بندگي خدا مي كنند، اين عبادت بردگان است ، و برخي به انگيزه شكر خدا را عبادت مي كنند، اين عبادت آزادمردان و بهترين عبادتهاست .
 

إن قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار، و إن قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد، و إن قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 117
------------------------------------------------------------

به درستي كه من بيهوده ، گردنكش ، ستمگر و ظالم حركت نكردم ، بلكه براي اصلاح در امت جدم محمد (ص ) حركت كردم و مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به روش جدم محمد (ص ) و پدرم علي بن ابي طالب (ع ) رفتار كنم .
 

و أني لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و إنما خرجت لطلب الإصلاح في أمة جدي صلي الله عليه و آله ، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر و أسير بسيرة جدي و أبي علي بن أبي طالب عليه السلام .
 

بحار الانوار، ج 44، ص 329
 ------------------------------------------------------------

هر كس كه رضايت الهي را با غضب مردم بخرد، خداوند او را از مردم بي نياز سازد، و هر كس رضايت مردم را با غضب الهي بخرد، خداوند او را نيازمند مردم سازد، والسلام .
 

إن من طلب رضي الله بسخط الناس كفاه الله أمور الناس ، و من طلب رضي الناس بسخط الله وكله الله إلي الناس ، والسلام .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 126
------------------------------------------------------------

 كسي كه بخشش كند، آقا و بزرگوار مي شود و كسي كه بخل بورزد، خوار و پست مي شود.
 

من جاد ساد، و من بخل رذل .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 121
------------------------------------------------------------

عجله كردن ، كم خردي است .
 

ألعجلة سفه .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 122
------------------------------------------------------------

از كاري كه بايد از آن پوزش خواست حذر كن كه مؤمن بدي نمي كند و عذر نمي خواهد و منافق هر روز بدي مي كند و معذرت مي خواهد.
 

ياك و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا يسيء و لا يعتذر، و المنافق كل يوم يسيء و يعتذر.
 

تحف العقول ، ص 248
------------------------------------------------------------

گريه از روي ترس از خدا، موجب رهايي از آتش است .
 

ألبكاء من خشية الله نجاة من النار.
 

مستدرك الوسايل ، ج 11، ص 245
 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 21:54  توسط يک منتظر آقا  | 

سخناني گهربار از اميرالمومنين علي (ع)
* هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است. * قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد. * هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است. * شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند. * بزرگترين جهاد‌، مبارزه با نفس است. * شمشير آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزيزتر از سخن‌ راست‌ نيست‌. * زشت‌ ترين‌ سخن‌ راست‌، ستايش‌ انسان‌ از خويشتن‌ است. * بهترين‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصديق‌ كند. * هركه‌ نيكي‌ را از بدي‌ نشناسد، از چهارپايان‌ است‌ ! * بايد مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوي‌ و يكسان‌ باشند. * بر برادر تو همان‌ حقي‌ است‌ كه‌ تو داري. * من‌ گواهي‌ شخص‌ فاسق‌ را جز عليه‌ خودش‌ قبول‌ نميكنم‌. * نيكي‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نميكند. * يتيم‌ را با آنچه‌ كه‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ ميكني‌، تاديب‌ كن. * آنكس‌ كه‌ تو را بيم‌ دهد، مانند كسي‌ است‌ كه‌ تو را مژده‌ دهد. * دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌. * دوري‌ و جدايي‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهايي‌ است. * حاجت‌ از دست‌ دادن‌ بهتر كه‌ از نااهل‌ خواســتن‌ ! * آرزوهايتان‌ را به‌ كساني‌ متوجه‌ كنيد كه‌ دلهايتان‌ آنها را دوست‌ دارد. * شكيبايي‌ مركبي‌ است‌ كه‌ خسته‌ نشود. * شخصيت‌ مرد زير زبان‌ اوست‌. * عبرتها چه‌ بسيار است‌، ليكن‌ پند گرفتن‌ كمتر است. * اگر درباره‌ كسي‌ مشكوك‌ باشيد، به‌ دوستانش‌ نگاه‌ كنيد. * هر تنفس‌ انسان‌ گاميست‌ كه‌ بسوي‌ مرگ‌ بر ميدارد. * مردم‌ دشمن‌ چيزهايي‌ هستند كه‌ نميدانند. * بهترين‌ زهدها، پنهان‌ داشتن‌ آن‌ است. * شگفتا! آيا خـلافت‌ و حـكومت‌ با رفاقت‌ و خويشي‌ هم‌ ميشود ؟! * عدالت‌ زمامدار نيكوتر از خير روزگار است. * هرگز كسي‌ را به‌ مبارزه‌ و جنگجويي‌ دعوت‌ نكن. * روز دادستاني‌ و عدالت‌ از ظ‌الم‌، سختتر از روز ستم‌ بر ستمديده‌ است. * حكومت‌ خود را با ريختن‌ خون‌ حرام‌، استوار نكن‌. * هرگز ياور ستمكار نباش‌. * حكمت‌ را با نااهل‌ نگوييد كه‌ به‌ حكمت‌ ستم‌ كرده‌ايد. * به‌ گوينده‌ نگاه‌ نكن‌، حرف‌ را در نظ‌ر بگير. * بزرگواري‌ با خرد و ادب‌ است‌، نه‌ با اصل‌ و نسب‌. * عقل‌ و خرد، شمشير برنده‌ايست. * دانش‌ نگهبان‌ توست‌، در حاليكه‌ تو ثروت‌ را بايد محافظت‌ كني. * بي‌ ارزشترين‌ مردم‌، كم‌ دانشترين‌ آنهاست. * دانشمندان‌، به‌ علت‌ كثرت‌ نادانان‌ غريبند. * مرگ‌ بزرگ‌ همان‌ فقر و بينوايي‌ است. * فقر و تنگدستي، مرد باهوش‌ را گنگ‌ و لال‌ ميكند. * انسان‌ به‌ نعمتي‌ نميرسد مگر اينكه‌ نعمت‌ ديگري‌ را از دست‌ ميدهد. * از قرض‌ كردن‌ بپرهيزيد * قرض‌ كردن‌ زبوني‌ و خواري‌ است‌. * غم‌ وغصه‌ نيمي‌ از پيري‌ است‌. * قصاص‌ و انتقام‌ قبل‌ از جنايت‌، درست‌ نيست‌. * من‌ به‌ خاط‌ر سوء ظن و بدگماني، كيفر نميدهم‌. * تو را از عجله‌ و شتاب‌ در سخن‌ و كار نهي‌ ميكنم‌. * خداوند به‌ مردم‌ پناه‌ داده‌ تا از ستم‌ دور باشند. * زمامداران‌ بوسيله‌ ظ‌لم‌ آزمايش‌ ميشوند. * با توده‌ جماعت‌ باشيد، چراكه‌ دست‌ خدا با جماعت‌ است‌. * هركه‌ از حق‌ تجاوز كند راهش‌ گم‌ ميشود. * زكات‌ پيروزي‌ عفو و بخشش‌ است‌. * ذمه‌ء من‌ در گرو آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ ميگويم‌. * صفتي‌ بدتر از دروغ‌ وجود ندارد. * براي دنيا به گونه اي زندگي كن كه گويي تا ابد زنده اي و براي آخرت به گونه اي زندگي كن كه گويي لحظه مرگت نزديك است * فرزندان‌ خود را بااخلاق‌ خود تربيت‌ نكنيد، زيرا كه‌ آنان‌ براي‌ زماني‌ غيراز زمان‌ شما خلق‌ شده‌اند. * هيچ‌ فقيري‌ گرسنه‌ نمانده‌ مگر درسايه ‌آنكه‌ ثروتمندي‌ از حق ‌او بهره‌مند گشته‌ است. * چون‌ تو به‌ جانب‌ مرگ‌ ميروي‌ و مرگ‌ جانب‌ تو مي‌آيد، زود به‌ يكديگر خواهيد رسيد.
2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12ساعت 18:50  توسط يک منتظر آقا  | 

 
2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 11:14  توسط يک منتظر آقا  | 

ایام الله دهه فجر مبارک باد
ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

" مرگ بر این سلطنت پهلوی"

" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"          "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"         " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"

" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"  " گول نخورید نهضت ما اساسی است"

" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"

" زندگی مصرفی معادل بردگی است"

 " نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"

" شاه باید برگردد"    " اعدام باید گردد"

" مرگ بر این سلطنت پر فریب"

" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"

 

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- "الله اکبر"

- "لا اله الا الله"

-" یا حسین!"

- "حسین جان، حسین جان!"       "راهت ادامه دارد"

- "نهضت ما حسینیه"         "رهبر ما خمینیه"

ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

" پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن"        " در دست مجاهد مردان"

" تا خون مظلومان به جوش است"      " آوای عاشورا به گوش است"

" هر کس که عدالت خواه است"         " از عدل علی آگاه است"

" این منطق ثارالله است"        " باید به هم یاری نمائیم"

" فتح اسلام در جهاد است"    " فتح مسلمان در اتحاد است"

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

" کار شاه تمام است"     " خمینی امام است"

" استقلال و آزادی"

" جمهوری اسلامی "

" آخرین کلام است"

 

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- "الله اکبر، خمینی رهبر"

- " تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست"

- "نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه"

- "ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی "

- "حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله"

یا

- "خمینی آزاده، پیام عالی داده "   " که نهضت ما قطعی است"

" پیروزی ما حتمی است"   " اگر نمایی تو استقامت"

" سکوت بیجا بود خیانت"

" برو تو ای بیگانه" " مگو دگر افسانه" " که رهبر ما باشد" " خمینی فرزانه" " بود به مهدی مرید و نایب" " شود بزودی امیر و غالب"

یا می گفتند:

" مجاهد بت شکن" " خمینی قهرمان" " فرموده است اینچنین" " به ملت مسلمان" " بهترین عبادت" " به نزد خداوند" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

 

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:

" ای شاه خائن آواره گردی" " خاک وطن را ویرانه کردی" " کشتی جوانان وطن، آه و واویلا" " کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" ای شهید حق آیم به سویت"      " بهشت موعود در پیش رویت"

" مادر ندیده روی تو، الله اکبر"        " پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر"

" مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما"

یا می گفتند:

" خون گرفته ایران را " " قزوین و خراسان را" " کشتند جوانان را" " حامیان قرآن را" " مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!"

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

" خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم"

" از جان خود گذشتیم"     " با خون خود نوشتیم"

" یا مرگ یا خمینی"

 

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

" می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت"

" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد"  " حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد"

" به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد"

" اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه"

" جنگ مسلحانه به یاری روح الله" " سلطنت واژگون" " شاه را سرنگون" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" وای اگر خمینی حکم جهادم دهد"

" ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"

" رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید"

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 22:30  توسط يک منتظر آقا  | 

امام حسین ع
 
همنشيني با فاسقان انسان را در معرض اتهام قرار مي دهد.
 

مجالسة أهل الفسق ريبة.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 122
------------------------------------------------------------

 عقل كامل نمي شود مگر با پيروي از حق .
 

لا يكمل العقل إلا باتباع الحق .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 127
------------------------------------------------------------

 بترس از ستم كردن بر كسي كه به جز خدا ياوري ندارد.
 

إياك و ظلم من لا يجد عليك ناصرا إلا الله جل وعز.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 118
------------------------------------------------------------

كسي كه براي جلب رضايت و خوشنودي مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا مي گذارد.
 

من طلب رضي الناس بسخط الله وكله الله إلي الناس .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 126
------------------------------------------------------------

اي مردم ، عبرت بگيريد از آن نكوهشهايي كه خداوند به منظور پند و اندرز دوستانش از علماي يهود كرده است ، آن جا كه مي فرمايد: "چرا روحانيون و علماي آنها (يهود) را از سخنان گناه آلود جلوگيري نكردند؟" و فرموده : "آن گروه از بني اسرائيل كه كافر شدند، (به زبان داوود و عيسي بن مريم ) لعنت شدند"، تا آن جا كه مي فرمايد: "چه كارهاي ناپسندي كه انجام مي دادند". بدين جهت خدا بر آنان عيب گرفت كه از ستمگراني كه در برابرشان بودند، فساد و اعمال ناروا مي ديدند و آنان را منع نمي كردند، چون به آنچه از ستمگران به آنان داده مي شد، چشم طمع داشتند و از عواقب اعتراضها بيم داشتند، با اين كه خداوند فرموده : "از مردم نترسيد، از من بترسيد"، و نيز فرموده : "مردان و زنان مؤمن دوست يكديگرند، به نيكي امر و از بدي نهي مي كنند".
 

إعتبروا أيها الناس بما وعظ الله به أولياءه من سوء ثنائه علي الأحبار، إذ يقول : لولا ينهيهم الربانيون و الأحبار عن قولهم الإثم ، و قال : لعن الذين كفروا من بني إسرائيل - إلي قوله - لبئس ما كانوا يفعلون ، و إنما عاب الله ذلك عليهم لأنهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين أظهرهم المنكر و الفساد فلا ينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم ، و رهبة مما حذرون ، و الله يقول : "فلا تخشوا الناس و اخشون " و قال : "ألمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر".
 

تحف العقول ، ص 237
------------------------------------------------------------

 آگاه باشيد كه يكي از نعمتهاي الهي بر شما حاجات و نيازهاي مردم به شما است ، پس از اين نعمتها بيزار نشويد كه برمي گردند و به جاي ديگر مي روند.
 

واعلموا أن حوائج الناس إليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم فتحور نقما.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 121
------------------------------------------------------------

عده اي از روي طمع عبادت خدا مي كنند، اين عبادت سوداگران است ، و جمعي از ترس بندگي خدا مي كنند، اين عبادت بردگان است ، و برخي به انگيزه شكر خدا را عبادت مي كنند، اين عبادت آزادمردان و بهترين عبادتهاست .
 

إن قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار، و إن قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد، و إن قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة.
 

بحار الانوار، ج 78، ص 117
------------------------------------------------------------

به درستي كه من بيهوده ، گردنكش ، ستمگر و ظالم حركت نكردم ، بلكه براي اصلاح در امت جدم محمد (ص ) حركت كردم و مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به روش جدم محمد (ص ) و پدرم علي بن ابي طالب (ع ) رفتار كنم .
 

و أني لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و إنما خرجت لطلب الإصلاح في أمة جدي صلي الله عليه و آله ، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر و أسير بسيرة جدي و أبي علي بن أبي طالب عليه السلام .
 

بحار الانوار، ج 44، ص 329
 ------------------------------------------------------------

هر كس كه رضايت الهي را با غضب مردم بخرد، خداوند او را از مردم بي نياز سازد، و هر كس رضايت مردم را با غضب الهي بخرد، خداوند او را نيازمند مردم سازد، والسلام .
 

إن من طلب رضي الله بسخط الناس كفاه الله أمور الناس ، و من طلب رضي الناس بسخط الله وكله الله إلي الناس ، والسلام .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 126
------------------------------------------------------------

 كسي كه بخشش كند، آقا و بزرگوار مي شود و كسي كه بخل بورزد، خوار و پست مي شود.
 

من جاد ساد، و من بخل رذل .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 121
------------------------------------------------------------

عجله كردن ، كم خردي است .
 

ألعجلة سفه .
 

بحار الانوار، ج 78، ص 122
------------------------------------------------------------

از كاري كه بايد از آن پوزش خواست حذر كن كه مؤمن بدي نمي كند و عذر نمي خواهد و منافق هر روز بدي مي كند و معذرت مي خواهد.
 

ياك و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا يسيء و لا يعتذر، و المنافق كل يوم يسيء و يعتذر.
 

تحف العقول ، ص 248
------------------------------------------------------------

گريه از روي ترس از خدا، موجب رهايي از آتش است .
 

ألبكاء من خشية الله نجاة من النار.
 

مستدرك الوسايل ، ج 11، ص 245
 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 8:35  توسط يک منتظر آقا  | 

 
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت 13:40  توسط يک منتظر آقا  | 

عقل و عاقل
قرآن كريم فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُواْ الاْءَلْبابِ؛ (سوره زمر، آيه 17 ـ 18.)
 بشارت ده به آن بندگانم كه سخنان را مى‏شنوند و از بهترينِ آنها پيروى مى‏كنند. آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنان عاقلان‏اند.


 
 «1» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : يا عَلىُّ اَلْعَقْلُ مَا اكْتُسِبَتْ بِهِ الْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحْمنِ؛ (من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 369، ح 5762 .)
اى على! عقل چيزى است كه با آن، بهشت و خشنودى خداوند مهربان به دست مى‏آيد.


 
«2» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مَثَلُ الْعَقْلِ فِى الْقَلْبِ كَمَثَلِ السِّراجِ فى وَسَطِ الْبَيْتِ؛ (علل الشرايع، ص 98، ح 1. )
 عقل در دل، همانند چراغ در ميان خانه است.


 
«3» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اِنَّ خيارَكُمْ اُولُوا النُّهى، قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، وَ مَنْ اُولُوا النُّهى؟ قالَ: هُم اُولُوا الاَْخْلاقِ الحَسَنَةِ وَ الاَْحلامِ الرَّزينَةِ وَ صِلَةِ الاَْرْحامِ وَ البَرَرَةُ بِالاُْمَّهاتِ وَ الاْآباءِ وَ الْمُتَعاهِدينَ لِلْفُقَراءِ وَ الْجيرانِ وَ الْيَتامى وَ يُطْعِمونَ الطَّعامَ وَ يُفْشونَ السَّلامَ فِى الْعالَمِ وَ يُصَلّونَ وَ النّاسُ نيامٌ غافِلونَ ؛(كافى، ج 2، ص 240، ح 32)
 «بهترين شما صاحبان عقل هستند». گفته شد: «اى رسول خدا! صاحبان عقل، چه كسانى‏اند؟». فرمودند: آنان كه داراى اخلاق خوب‏اند، بردبار و باوقارند، صله رحم مى‏ نمايند، به پدران و مادران نيكى مى‏كنند، به فقرا، همسايگان و يتيمان رسيدگى مى‏نمايند، اطعام مى‏كنند، آشكارا به همه سلام مى‏كنند و هنگامى كه مردم در خواب و غافلند، نماز (نماز شب) مى‏گذارند.
 



 «4» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اَرْبَعَةٌ تَلْزَمُ كُلَّ ذى حِجىً وَ عَقْلٍ مِنْ اُمَّتى، قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، ما هُنَّ؟ قالَ: اِسْتِماعُ الْعِلْمِ، وَ حِفْظُهُ، وَ نَشْرُهُ وَ الْعَمَلُ بِهِ؛(تحف العقول، ص 57. )
 چهار چيز بر هر عاقل و خردمندى از امّت من واجب است. گفته شد: «اى پيامبر خدا! آن چهار چيز كدام‏اند؟». فرمودند: «گوش فرادادن به دانش، نگهدارى، نشر و عمل به آن».


 
«5» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : رَاْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الاْيمانِ بِاللّه‏ِ مُداراةُ النّاسِ فى غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ؛(تحف العقول، ص 42.)
كمال عقل پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم است به شرط آن كه حق، ترك نشود.



«6» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اِنَّما يُدْرَكُ الْخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْلِ، وَ لا دينَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ؛(تحف العقول، ص 54 .)
همه خوبى‏ها با عقل شناخته مى‏شوند و كسى كه عقل ندارد، دين ندارد.


 
«7» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اَلا وَ اِنَّ اَعْقَلَ النّاسِ عَبْدٌ عَرَفَ رَبَّهُ فَاَطاعَهُ وَ عَرَفَ عَدُوَّهُ فَعَصاهُ وَ عَرَفَ دارَ اِقامَتِهِ فَاَصْلَحَها وَ عَرَفَ سُرْعَةَ رَحيلِهِ فَتَزَوَّدَ لَها؛(اعلام الدين، ص 337، ح 15.)
بدانيد كه عاقل‏ترين مردم كسى است كه پروردگارش را بشناسد و از او پيروى كند، دشمنان خدا را بشناسد و از آنان نافرمانى كند، جايگاه ابدى خود را بشناسد و آن را آباد كند و بداند به زودى به آنجا سفر خواهد كرد و براى آن، توشه بردارد.


 
«8» امام على عليه‏السلام : اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ رَكَّبَ فِى الْمَلائِكَةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِى الْبَهائِمِ شَهْوَةً بِلا عَقْلٍ وَ رَكَّبَ فى بَنى آدَمَ كِلَيْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ؛(علل الشرايع، ص 4، ح 1.)
عقـــل و عــاقـل 10 امام على عليه‏السلام : خداوند عزوجل، در وجود فرشتگان، عقل بدون شهوت و در چارپايان، شهوت بدون عقل و در وجود انسان، عقل و شهوت را با هم قرار داد، پس هر كس كه عقلش بر شهوتش پيروز گردد، از فرشتگان بهتر است و هر كس شهوتش بر عقلش پيروز گردد، از چارپايان بدتر است.
 


 
«9» امام على عليه‏السلام : اَلْعَقْلُ حَيْثُ كانَ آلِفٌ مَاْلوفٌ ؛(غررالحكم، ح 1251.)
 عقل هر كجا باشد، انس‏گيرنده و الفت‏پذير است.
 


 
«10» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اَلطّابَعُ مُعَلَّقٌ بِقائِمَةِ الْعَرْشِ، فَاِذَا انْتُهِكَتِ الْحُرْمَةُ وَ عُمِلَ بِالْمَعاصى وَ اجْتُرئَ عَلَى اللّه‏ِ بَعَثَ اللّه‏ُ الطّابَعَ فَيَطْبَعُ اللّه‏ُ عَلى قَلْبِهِ فَلا يَعْقِلُ بَعْدَ ذلِكَ شَيْئا؛(كنزالعمّال، ح 10213. )
 مُهر بر پايه عرش آويزان است. هنگامى كه حريم‏ها شكسته و گناه شود و بى‏پروايى نسبت به خداوند انجام گيرد، خداوند مُهر را مى‏فرستد و بر قلب تبهكار مى‏زند و از آن پس، ديگر عقل او چيزى درك نمى‏كند.
 


 
«11»  امام على عليه‏السلام : يَنْبَغى لِلْعاقِلِ اَنْ يُخاطِبَ الْجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبيبِ الْمَريضَ؛(غررالحكم، ح 10944. )
شايسته است كه برخورد عاقل با نادان، مانند برخورد طبيب با بيمار باشد.
 


 
«12» امام على عليه‏السلام : فَسادُ الاَْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ وَ صَلاحُ الاَْخْلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ وَ الْخَلْقُ اَشْكالٌ فَكُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ؛(بحارالأنوار، ج 78، ص 82 ، ح 78.) معاشرت با نابخردان، اخلاق را فاسد و رقابت با عقلا اخلاق را اصلاح مى‏نمايد و مردم متفاوتند، و هر كس بر حسب طينت خود رفتار مى‏كند.
 



«13»  امام على عليه‏السلام : لَقَدْ سَبَقَ اِلى جَنّاتِ عَدْنٍ اَقْوامٌ ما كانوا اَكْثَرَ النّاسِ لا صَوْما وَ لا صَلاةً وَ لا حَجّا وَ لاَ اعْتِمارا وَ لكِنَّهُمْ عَقَلوا عَنِ اللّه‏ِ مَواعِظَهُ؛ (مجموعه ورام، ج 2، ص 2131)
 گروه‏هايى به سوى بهشت برين (از ديگران) پيشى گرفتند كه بيش از ديگران اهل روزه، نماز، حج و عمره نبودند، بلكه آنان در موعظه‏هاى الهى تعقل كردند.
 


 
«14» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اَثْنى قَوْمٌ بِحَضْرَتِهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عَلى رَجُلٍ حَتّى ذَكَروا جَميعَ خِصالِ الْخَيْرِ فَقالَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : كَيْفَ عَقْلُ الرَّجُلِ؟ فَقالوا: يا رَسولَ اللّه‏ِ نُخْبِرُكَ عَنْهُ بِاجْتِهادِهِ فِى الْعِبادَةِ وَ اَصْنافِ الْخَيْرِ تَساَلُنا عَنْ عَقْلِهِ؟! فَقالَ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اِنَّ الاَْحْمَقَ يُصيبُ بِحُمْقِهِ اَعْظَمَ مِنْ فُجورِ الْفاجِرِ، وَ اِنَّما يَرْتَفِعُ الْعِبادُ غَدا فِى الدَّرَجاتِ وَ يَنالونَ الزُّلْفى مِنْ رَبِّهِمْ عَلى قَدْرِ عُقولِهِم؛(تحف العقول، ص 54. )
گروهى در حضور پيامبر اسلام، مردى را ستايش كردند و همه ويژگى‏هاى خوب را برايش بر شمردند. رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «عقل او چگونه است؟». گفتند: «اى رسول خدا! ما از جديت او در عبادت و ديگر خوبى‏ها سخن مى‏گوييم و شما از عقل او مى‏پرسيد؟». فرمودند: نادان از روى نادانى به زشتى‏هايى بزرگ‏تر از زشتى‏هاى انسان گنهكار دست مى‏زند. همانا بندگان به ميزان عقلشان در روز قيامت به درجه بالاتر نائل و به پروردگارشان نزديك مى‏شوند.
 


 
«15» امام على عليه‏السلام : اَلْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارِبِ وَ خَيْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَكَ؛(نهج البلاغه، نامه 31.)
عقل، اندوختن تجربه‏ها (و عمل به آن) است و بهترين تجربه، آن است كه پندت داده.
 


 
 «16» امام على عليه‏السلام : اِنَّ بِذَوِى الْعُقولِ مِنَ الْحاجَةِ اِلَى الاَْدَبِ كَما يَظْمَأُ الزَّرْعُ اِلَى الْمَطَرِ؛(غررالحكم، ح 3475.)
 نياز عاقلان به ادب، همانند نياز كشتزار به باران است.
 


 
«17» امام كاظم عليه‏السلام : اِنَّ لُقْمانَ قالَ لاِبْنِهِ: يا بُنَىَّ اِنَّ الدُّنْيا بَحْرٌ عَميقٌ قَدْ غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ فَلتَكُنْ سَفينَتُكَ فيها تَقْوَى اللّه‏ِ وَ حَشْوُهَا الاْيمانَ وَ شِراعُهَا التَّوَكُّلَ وَ قَيِّمُهَا الْعَقْلَ وَ دَليلُهَا الْعِلْمَ وَ سُكّانُهَا الصَّبْرَ؛(كافى، ج 1، ص 16، ح 12.)
    لقمان به فرزندش فرمود: «فرزندم! دنيا دريايى عميق است كه بسيارى در آن غرق شدند. پس بايد در اين دريا، كشتى‏ات تقواى الهى، بار آن ايمان، بادبانش توكل بر خدا، ناخدايش عقل، راهنمايش علم و سكانش (فرمانش) صبر باشد».
 


 
«18» امام على عليه‏السلام : مَنْ شاوَرَ ذَوِى الْعُقولِ اسْتَضاءَ بِاَنْوارِ الْعُقولِ؛(غررالحكم، ح 8634.)
هر كس با عقلا مشورت كند، از نور عقل‏ها بهره مى‏برد.
 



 «19» امام على عليه‏السلام : جاهِدْ شَهْوَتَكَ وَ غالِبْ غَضَبَكَ وَ خالِفْ سوءَ عادَتِكَ، تَزْكُ نَفْسُكَ وَ يَكْمُلْ عَقْلُكَ وَ تَسْتَـكْمِلْ ثَوابَ رَبِّكَ؛(غررالحكم، ح 4760.)
 با هوا و هوست مبارزه كن، بر خشمت مسلّط شو و با عادت‏هاى بدت مخالفت كن، تا روحت پاك و عقلت كامل گردد و پاداش پروردگارت را به تمامى دريافت نمايى.
 


 
 «20» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : سُئِلَ النَّبىُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عَنْ قَوْلِهِ: «اَ يُّـكُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً» فَقالَ: اَ يُّـكُمْ اَحْسَنُ عَقْلاً، ثُمَّ قالَ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اَتَمُّكُمْ عَقْلاً وَ اَشَدُّكُمْ لِلّهِ خَوْفا وَ اَحْسَنُكُمْ فيما اَمَرَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ وَ نَهى عَنْهُ نَظَرا وَ اِنْ كانَ اَقَلَّكُمْ تَطَوُّعا؛(بحارالأنوار، ج 70، ص 233.)
 از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از معنى آيه «[تا بيازمايد] كداميك عملتان بهتر است» پرسيدند. فرمودند: يعنى كداميك عاقل‏تريد. سپس فرمودند: مقصود، كسى است كه عقلش كامل‏تر، از خدا بيمناك‏تر و در امر و نهى خداوند دقيق‏تر است؛ هر چند مستحبّاتش كمتر باشد.
 


 «21»  پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : اَنَسٌ: قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، اَلرَّجُلُ يَكونُ حَسَنَ الْعَقْلِ كَثيرَ الذُّنوبِ؟ قالَ: ما مِنْ آدَمىٍّ اِلاّ وَ لَهُ ذُنوبٌ وَ خَطايا يَقْتَرِفُها، فَمَنْ كانَتْ سَجيَّتُهُ الْعَقْلَ وَ غَريزَتُهُ الْيَقينَ لَمْ تَضُرَّهُ ذُنوبُهُ. قيلَ: كَيْفَ ذلِكَ يا رَسُولَ اللّه‏ِ؟ قالَ: لاَِنَّهُ كُلَّما اَخْطَاَ لَمْ يَلْبَثْ اَنْ تَدارَكَ ذلِكَ بِتَوْبَةٍ وَ نَدامَةٍ عَلى ما كانَ مِنْهُ فَيَمْحو ذُنوبَهُ وَ يَبْقى لَهُ فَضْلٌ يَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ؛(ربيع الأبرار، ج 3، ص 137. )
اَنس گويد: سؤال شد: «اى رسول خدا! ممكن است كسى از عقل نيكو برخوردار باشد و گناهان بسيار داشته باشد؟». پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: هيچ انسانى نيست، مگر اين كه گناهان و خطاهايى مرتكب مى‏شود، ولى هر كس سرشتش عقل و نهادش يقين باشد، گناهانش به او آسيب نمى‏رساند».  28 گفته شد: «اى رسول خدا! چگونه است اين؟». فرمودند: «زيرا عاقل هرگاه مرتكب خطايى گردد، بى‏درنگ آن را با توبه و پشيمانى جبران كند و با اين كار، گناهانش را پاك مى‏گرداند و  خوبى ‏هايى برايش باقى مى‏ماند كه با آن، وارد بهشت مى‏گردد».
 


 «22»  امام حسين عليه‏السلام : لا يَكْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛(اعلام الدين، ص 298 . )
عقل، جز با پيروى از حق، كامل نمى‏شود.



«23»  امام على عليه‏السلام : اَلْعاقِلُ مَنْ اَحْسَنَ صَنائِعَهُ وَ وَضَعَ سَعْيَهُ فى مَواضِعِهِ ؛(غررالحكم، ح 1798.)
عاقل كسى است كه كارهايش را خوب انجام دهد و تلاشى كه مى‏كند، به جا باشد.
 


 
«24» امام على عليه‏السلام : لَيْسَ الْعاقِلُ مَنْ يَعْرِفُ الْخَيْرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لكِنَّ الْعاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْنِ؛(مطالب السئول، ص 250. )
عاقل، آن نيست كه خوب را از بد تشخيص دهد. عاقل، كسى است كه از ميان دو بد، آن را كه ضررش كمتر است، بشناسد.
 


 
 «25» امام على عليه‏السلام : اَلظَّنُّ الصَّوابُ مِنْ شيَمِ اُولِى الاَْلْبابِ؛(غررالحكم، ح 1386.)     
خوش گمانى، از اخلاق عاقلان است.
 


 
«26» پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : صِفَةُ الْعاقِلِ اَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ وَ يَتَجاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يَتَواضَعَ لِمَنْ هُوَ دونَهُ وَ يُسابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فى طَلَبِ البِرِّ وَ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَاِنْ كانَ خَيْرا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ اِنْ كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ وَ اِذا عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ اِسْتَعْصَمَ بِاللّه‏ِ وَ اَمْسَكَ يَدَهُ وَ لِسانَهُ وَ اِذا رَأى فَضيلَةً اِنْتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الْحَياءُ وَ لا يَبْدو مِنْهُ الْحِرْصُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصالٍ يُعْرَفُ بِها الْعاقِلُ؛(تحف العقول، ص 28.)
 عقـــل و عــاقـل 34 پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : ويژگى عاقل، آن است كه در برابر نادان بردبارى كند، از آن كس كه به او ظلم كرده بگذرد، نسبت به زيردستان متواضع باشد، با بالادستان در خوبى‏ها رقابت كند، هرگاه خواست سخن بگويد، بينديشد، اگر خوب بود بگويد و بهره ببرد و اگر بد بود، سكوت كند و سالم بماند، اگر بلا و امتحانى برايش پيش آمد به خدا پناه ببرد و دست و زبان خود را نگه دارد، اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره گيرد، حيا از او جدا نگردد و حرص از او سر نزند، اينها خصلت‏هاى دهگانه‏اى است كه عاقل با آنها شناخته مى‏شود.
 


 
«27» امام على عليه‏السلام : ما عُبِدَ اللّه‏ُ بِشَىْ‏ءٍ اَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ وَ ما تَمَّ عَقْلُ امْرِى‏ءٍ حَتّى يَكونَ فيهِ خِصالٌ شَتّى: اَلْكُفْرُ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأمونانِ وَ الرُّشْدُ وَ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأمولانِ وَ فَضْلُ مالِهِ مَبْذولٌ وَ فَضْلُ قَوْلِهِ مَكفوفٌ وَ نَصيبُهُ مِنَ الدُّنْيَا القوتُ لا يَشْبَعُ مِنَ الْعِلْمِ دَهْرَهُ اَلذُّلُّ اَحَبُّ اِلَيْهِ مَعََ اللّه‏ِ مِنَ العِزَِّ تَمامُ الاَْمْرِ؛(كافى، ج 1، ص 18، ح 12 .)
   خداوند با چيزى بهتر از عقل عبادت نشده است، و عقل كسى كامل نشود، مگر در او چند خصلت باشد: كفر و بدى از او انتظار نمى‏رود، رشد و خوبى در او اميد مى‏رود، زيادى ثروتش بخشوده و زيادى سخنش نگه داشته شده است، بهره او از دنيا تنها غذاى روزانه است، در طول زندگى از دانش سير نمى‏شود، خوارى را با خداوند از عزّت با ديگران، بيشتر دوست دارد، عقـــل و عــاقـل 37 تواضع نزد او دوست داشتنى‏تر از شرف و بزرگى است، خوبىِ كم ديگران را بسيار و خوبى بسيار خود را كم مى‏شمرد، همه مردم را از خودش بهتر و خود را نزد خويش از همه بدتر مى‏داند و اين مهم‏ترين خصلت است.
 


 
«28» امام على عليه‏السلام : اَلْعاقِلُ اِذا تَـكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ اَتْبَعَها حِكْمَةً وَ مَثَلاً وَ الاَْحْمَقُ اِذا تَـكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ اَتْبَعَها حِلْفا؛(شرح‏نهج‏البلاغه، ابن‏ابى‏الحديد،ج20،ص289،ح306. )
عاقل، هر گاه سخن بگويد، آن را با سخنى حكيمانه و ضرب المثل همراه سازد و نادان هرگاه سخن بگويد، آن را با سوگند همراه كند.
 


 
«29» امام على عليه‏السلام : اِتَّهِمُوا عُقولَكُمْ فَاِنِّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها يَكونُ الْخَطاءُ؛(غررالحكم، ح 2570. )
عقل خويش را زير سؤال ببريد؛ زيرا از اعتماد به آن، خطاها سرچشمه مى‏گيرد.
 


 
«30» امام على عليه‏السلام : اَلْعاقِلُ مَنْ صانَ لِسانَهُ عَنِ الْغيبَةِ؛(غررالحكم، ح 1955.)
عاقل كسى است كه زبانش را از بدگويى پشت سر ديگران، نگه دارد.
 


 
«31» امام على عليه‏السلام : اِحْتَمِلْ ما يَمُرُّ عَلَيْكَ فَاِنَّ الاِْحْتِمالَ سِتْرُ الْعُيوبِ وَ اِنَّ الْعاقِلَ نِصْفُهُ اِحْتِمالٌ وَ نِصْفُهُ تَغافُلٌ؛(غررالحكم، ح 2378 .)
در برابر آنچه بر تو مى‏گذرد، بردبار باش، زيرا بردبارى، عيب‏ها را مى‏پوشاند. به راستى كه نيمى از عقل، بردبارى و نيمه ديگرش خود را به غفلت زدن است.
 



«32» امام على عليه‏السلام : اَلا وَ اِنَّ اللَّبيبَ مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجوهَ الاْآراءِ بِفِكْرٍ صائِبٍ وَ نَظَرٍ فِى الْعَواقِبِ؛(غررالحكم، ح 2778 . )
بدانيد عاقل، كسى است كه با فكر درست، به استقبال نظرات گوناگون برود و در عواقب امور بنگرد.
 


 
«33» امام على عليه‏السلام : اَعْقَلُ النّاسِ مَنْ غَلَبَ جِدُّهُ هَزْلَهُ وَ اسْتَظْهَرَ عَلى هَواهُ بِعَقْلِهِ؛(غررالحكم، ح 3355. )
عاقل كسى است كه جدّى‏اش از شوخى‏اش بيشتر باشد و با كمك عقلش بر هوا و هوسش پيروز گردد.
 


 
«34» امام رضا عليه‏السلام : اِذا اَرادَ اللّه‏ُ اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذا اَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى كُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَيَقولُ كَيْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَيْنَ ذا؟؛(تحف العقول، ص 442 . )
امام رضا عليه‏السلام : هر گاه خداوند چيزى را بخواهد، عقل‏هاى بندگان را از آنها مى‏گيرد و حكم خود را اجرا مى‏كند و خواسته خود را به پايان مى‏رساند. همين كه حكم خود را اجرا كرد، عقلِ هر صاحب عقل را به او بر مى‏گرداند، آنگاه او مرتب مى‏گويد: چگونه و از كجا چنين و چنان شد.
 



«35» امام كاظم عليه‏السلام : كَما لا يَقومُ الْجَسَدُ اِلاّ بِالنَّفْسِ الحَيَّةِ فَكَذلِكَ لا يَقومُ الدّينُ اِلاّ بِالنِّيَّةِ الصّادِقَةِ وَ لا تَثْبُتُ النِّيَّةُ الصّادِقَهُ اِلاّ بِالْعَقْلِ؛(تحف العقول، ص 396 .)
همان گونه كه قوام جسم، تنها به جانِ زنده است، قوام ديندارى هم تنها به نيّت پاك است و نيّت پاك، جز با عقل حاصل نمى‏شود.
 


 
«36» امام صادق عليه‏السلام : دِعامَةُ الاِْنْسانِ الْعَقْلُ وَ الْعَقْلُ مِنْهُ الْفِطْنَةُ وَ الْفَهْمُ وَ الْحِفْظُ وَ الْعِلْمُ وَ بِالْعَقْلِ يَكْمُلُ وَ هُوَ دَليلُهُ وَ مُبْصِرُهُ وَ مِفْتاحُ اَمْرِهِ فَاِذا كانَ تَاْييدُ عَقْلِهِ مِنَ النّورِ كانَ عالِما حافِظا ذاكِرا فَطِنا فَهِما فَعَلِمَ بِذلِكَ كَيْفَ وَ لِمَ وَ حَيْثُ وَ عَرَفَ مَنْ نَصَحَهُ وَ مَنْ غَشَّهُ فَاِذا عَرَفَ ذلِكَ عَرَفَ مَجْراهُ وَ مَوصولَهُ وَ مَفْصولَهُ وَ اَخْلَصَُّهُ مِنْ تَاْييدِ العَقْلِ؛(كافى، ج 1، ص 25، ح 23. )
 ستون انسانيت، عقل است و از عقل، زيركى، فهم، حفظ و دانش بر مى‏خيزد. با عقل، انسان به كمال مى‏رسد. عقل، راهنماى انسان، بينا كننده و كليد كارهاى اوست. هر گاه عقل با نور يارى شود، دانا، حافظ، تيزهوش و فهيم مى‏شود و بدين وسيله (پاسخ) چگونه، چرا و كجا را مى‏فهمد و خيرخواه و دغلكار را مى‏شناسد و هرگاه اين را دانست، مسير حركت  49 و خويش و بيگانه را مى‏شناسد و در توحيد و طاعت خداوند اخلاص مى‏ورزد و چون چنين كرد، آنچه از دست رفته جبران مى‏كند و بر آنچه در آينده مى‏آيد چنان وارد مى‏شود كه مى‏داند در كجاى آن است و براى چه منظورى در آنجاست. از كجا آمده و به كجا مى‏رود. و اين همه از پرتو تأييد عقل است.
 



«37» امام على عليه‏السلام : اَلْعَقْلُ شَجَرَةٌ اَصْلُهَا التُّقى وَ فَرْعُهَا الْحَياءُ وَ ثَمَرَتُهَا الْوَرَعُ فَالتَّقْوى تَدعو اِلى خِصالٍ ثَلاثٍ: اِلَى الْفِقْهِ فِى الدّينِ وَ الزُّهْدِ فِى الدُّنْيا وَ الاِْنْقِطاعِ اِلَى اللّه‏ِ تَعالى وَ الْحَياءُ يَدْعو اِلى ثَلاثِ خِصالٍ: اِلَى الْيَقينِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ التَّواضُعِ وَ الْوَرَعُ يَدْعو اِلى خِصالٍ ثَلاثٍ: اِلى صِدْقِ اللِّسانِ وَ الْمُسارَعَةِ اِلَى الْبِرِّ وَ تَرْكِ الشُّبُهاتِ؛(مواعظ العددية، ص 160 .)
عقل، درختى است كه ريشه آن تقوا، شاخه‏هايش حياء و ميوه آن، پارسايى است. تقوا به سه چيز دعوت مى‏كند: دين‏شناسى، بى‏رغبتى به دنيا و دل بستگى به خداوند، و حيا به سه چيز دعوت مى‏كند: يقين، خوش اخلاقى و تواضع، و پارسايى به سه چيز دعوت مى‏كند: راستگويى، سرعت و شتاب در نيكى‏ها و دورى از كارهاى شبهه‏ناك.
 


 «38» امام صادق عليه‏السلام : لا يُعَدُّ الْعاقِلُ عاقِلاً حَتّى يَسْتَـكْمِلَ ثَلاثا: اِعْطاءَ الْحَقِّ مِنْ نَفْسِهِ عَلى حالِ الرِّضا وَ الْغَضَبِ وَ اَنْ يَرْضى لِلنّاسِ ما يَرْضى لِنَفْسِهِ وَ اسْتِعْمالَ الْحِلْمِ عِنْدَ الْعَثْرَةِ؛(تحف العقول، ص 318.)
عاقل، عاقل نيست مگر آن كه سه صفت را در خود به كمال رساند: حق را در هنگام خشنودى و خشم ادا كند، آنچه را براى خود مى‏پسندد، براى ديگران هم بپسندد و هنگام خطاى ديگران، بردبار باشد.
 



«39» امام على عليه‏السلام : اَعْقَلُ النّاسِ مَنْ كانَ بِعَيْبِهِ بَصيرا وَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ ضَريرا؛(غررالحكم، ح 3233 .)
عاقل‏ترين مردم كسى است كه به عيب‏هاى خويش بينا و از عيوب ديگران، نابينا باشد.
 


  «40» امام على عليه‏السلام : اَفْضَلُ النّاسِ عَقْلاً اَحْسَنُهُم تَقديرا لِمَعاشِهِ وَ اَشَدُّهُمُ اهْتِماما بِاِصْلاحِ مَعادِهِ؛(غررالحكم، ح 3340 .)
عاقل‏ترين مردم كسى است كه بهتر بتواند امور زندگى‏اش را برنامه‏ريزى كند و براى اصلاح آخرتش بيشتر همت نمايد.

2 نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 8:37  توسط يک منتظر آقا  | 

امام علی (ع)
عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم
بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.


(( امالى شيخ صدوق، ص 61 ))


 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/11ساعت 20:22  توسط يک منتظر آقا  | 

حضرت امام مهدي (عج)
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ايمني بخش اهل زمين هستم ، همچنانكه ستارگان ايمني بخش اهل آسمانند .
و أما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيبها عن الأبصار السحاب وإني لأمان لأهل الأرض كما أن النجوم أمان لأهل السماء .
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 181
 
 
 
تصرف كردن در مال ديگري بدون اجازه صاحبش جايز نيست .
لا يحل لأحد أن يتصرف في مال غيره بغير إذنه .
وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 309
 
 
 
من ذخيره خدا در روي زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .
أنا بقية الله في أرضه و المنتقم من أعدائه .
تفسير نورالثقلين ، ج 2 ، ص 392
 
 
 
ملعون است ، ملعون است كسي كه نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زماني كه ستارگان آسمان پديدار شوند .
ملعون ملعون من أخر المغرب إلي أن تشتبك النجوم .
بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 15
 
 
 
هيچ چيز مانند نماز بيني شيطان را به خاك نمي مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاك بمال .
ما أرغم أنف الشيطان بشيء مثل الصلاة ، فصلها و أرغم أنف الشيطان .
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 182
 
 
 
ملعون است ، ملعون است ، كسي كه نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زماني كه ستارگان آسمان محو شوند .
ملعون ملعون من أخر الغداة إلي أن تنقضي النجوم .
بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 16
 
2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/20ساعت 7:49  توسط يک منتظر آقا  | 

حضرت امام مهدي (عج)
و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، زيرا كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم .
و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلي رواة حديثنا فإنهم حجتي عليكم و أنا حجة الله عليهم .
بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 181
 
 
 
 
اگر از خداوند ( صاحب عزت و جلال ) طلب آمرزش كني ، خداوند تو را مي آمرزد .
إذا استغفرت الله ( عز و جل ) فالله يغفر لك .
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 329
 
 
 
 
همانا خدايتعالي مردم را بيهوده نيافريده و بدون تكليف و جزا رهايشان نكرده است .
إن الله تعالي لم يخلق الخلق عبثا و لا أهملهم سدي .
الغيبة للشيخ الطوسي ، ص 174
 
 
 
 
هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به محبت ما نزديك مي سازد عمل كند ، و از آنچه كه مورد پسند ما نيست و ما را خشمناك مي سازد دوري جويد .
فليعمل كل امرء منكم بما يقرب له من محبتنا و يتجنب ما يدنيه من كراهتنا و سخطنا .
الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 324
 
 
 
 
خداوندا ! وعده اي را كه به من داده اي ، برآورده كن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد كن .
أللهم أنجز لي وعدي و أتمم لي امري و ثبت وطأتي و املأ الأرض بي عدلا و قسطا
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 13
 
 
 
 
شهادت مي دهم كه معبودي جز خداي يكتا نيست و ملائكه آسمان و صاحبان علم نيز شهادت مي دهند ، آن خدايي كه به عدل و داد قيام مي كند ، نيست خدايي جز او كه مقتدر و حكيم مي باشد ، و همانا دين نزد خدا اسلام است .
أشهد أن لا اله الا هو و الملائكة و أولوا العلم قائما بالقسط ، لا اله الا هو العزيز الحكيم ، إن الدين عند الله الإسلام .
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 16
 
 
 
 
ميان خداوند عزوجل و بندگانش قرابت و خويشاوندي نيست ، و هر كس كه مرا انكار كند از من نيست .
ليس بين الله عز و جل و بين أحد قرابة ، و من أنكرني فليس مني .
الغيبة للشيخ الطوسي ، ص 176
 
2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 21:49  توسط يک منتظر آقا  | 

حضرت امام مهدي (عج)
هر يك از پدرانم بيعت يكي از طاغوتهاي زمان به گردنشان بود ، ولي من در حالي قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتي به گردنم نباشد .
إنه لم يكن أحد من آبائي إلا و قد وقعت في عنقه بيعة لطاغية زمانه و إني أخرج حين أخرج و لا بيعة لأحد من الطواغيت في عنقي .
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 181
 
 
 
من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است كه خداوند بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي سازد.
أنا خاتم الأوصياء و بي يدفع الله البلاء عن أهلي و شيعتي .
بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 30
 
 
 
هر كس در اجراي اوامر خداوند كوشا باشد ، خدا نيز وي را در دستيابي به حاجتش ياري مي كند .
من كان في حاجة الله ، كان الله في حاجته .
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 331
 
 
 
سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است كه حق را به فرجام برساند و باطل را نابود كند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است .
أبي الله عز و جل للحق إلا إتماما و للباطل إلا زهوقا و هو شاهد علي بما أذكره .
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 193
 
 
 
براي زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا كنيد ، كه آن همان فرج و گشايش شماست .
أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج ، فإن ذلك فرجكم .
كمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485
 
 
 
 
اگر خواستار رشد و كمال معنوي باشي هدايت مي شوي ، و اگر طلب كني مي يابي .
ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت .
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339
 
 
 
 
ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روي مي آورد و دشمنان شما را ريشه كن مي كردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيباني كنيد .
إنا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم ، و لو لا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الأعداء ، فاتقوا الله جل جلاله و ظاهرونا .
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 175
 
2 نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 18:50  توسط يک منتظر آقا  | 

امام زمان عج

 

 

 فاکثَروا الدُّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فَإنَّ ذَلِکَ فَرَجَکُم

براي تعجيل در فرج بسيار دعا کنيد که گشايش و فرج شما نيز در آن است

بحارالأنوار، ج 52، ص 92

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/07ساعت 8:56  توسط يک منتظر آقا  | 

امام حسین (ع)

مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِيعَهُ يَومَ القِيَامَةِ

هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود

وسائل ‏الشيعة ج 10 ، ص 490

2 نوشته شده در  جمعه 1386/05/26ساعت 8:24  توسط يک منتظر آقا  | 

    
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/18ساعت 13:55  توسط يک منتظر آقا  | 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله

اوصيكُمْ بِالشُّبّانِ خَيْرا فَاِنَّهُمْ اَرَقُّ اَفـْئِدَةً اِنَّ اللّه‏َ بَعَثَنى بَشيرا وَ نَذيرا فَحالَـفَنِى الشُّبّانُ وَ خالَفَنِى الشُّيوخُ، ثُمَّ قَرَاَ «فَطالَ عَلَيْهِمُ الاَْمَدُ فَقَسَتْ قُلوبُهُمْ»؛

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

شما را به نيكى با جوانان سفارش مى‏كنم، چرا كه آنان، دل‏هاى رقيق‏ترى دارند، به راستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده و هشدار دهنده برانگيخت، جوانان با من هم پيمان شدند و پيران با من به مخالفت برخاستند. آن‏گاه اين آيه را خواندند: «و عمر آنان به درازا كشيد و دل‏هايشان سخت گرديد».

سفينة البحار، ج 2، ص 176.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 8:46  توسط يک منتظر آقا  | 

امام على عليه‏السلام

فى وَصِيَّتِهِ لاِبْنِهِ الحَسَنِ عليه‏السلام اِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالاَْرضِ الخاليَةِ ما اُ لْقىَ فيها مِنْ شَىْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرتُكَ بِالاَْدَبِ قَبْلَ اَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَيَشْتَغِلَ لُبُّكَ ؛امام على عليه‏السلام :

در وصيّت به فرزندش امام حسن عليه‏السلام : دل جوان ، مانند زمين كشت‏ناشده است . آنچه در آن افكنده شود، مى‏پذيرد . از اين رو ، پيش از آن‏كه دلت سخت گردد و خِرَدَت سرگرم شود ، به تربيت تو همت گماشتم

نهج البلاغة ، از نامه 31 .

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 8:37  توسط يک منتظر آقا  | 

امام صادق عليه‏السلام :

 

عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ

جوانان را درياب، زيرا كه آنان سريع‏تر به كارهاى خير روى مى‏آورند.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 8:34  توسط يک منتظر آقا  | 

تمام اعمال و کارهای خیر و جهاد در راه خود نزد امر به معروف و نهی از منکر، همچون قطره ای در برابر دریا است.

امام علی ( ع )

هر چیز را زکاتی است و زکات خود، تحمل مردمان نادان است.

امام علی ( ع )

کسی که به دزدی و شرابخواری معتاد شد، مانند بت پرستی است.

امام علی ( ع )

بی خردتر از همه کسی است که خود را خردمندتر از همه پندارد.

امام علی ( ع )

شکیبایی در مصیبت، از نشانه های مؤمن است.

امام علی ( ع )

کسی که به خداوند توکل نماید، خدا برای او کافی است.

امام علی ( ع )

شرط خرد حفظ تجربه ها و به کار بستن آنهاست.

امام علی ( ع )

هر کس در نقطه ضعف های دوست خود رفیق شود، پیوند دوستی او قطع خواهد شد.

امام علی ( ع )

آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که قیمت سخنت سنگین شود و کاری نکن که قیمت رفتارت بالا رود.

امام علی ( ع )

هیچ شرافتی مانند فروتنی نیست.

امام علی ( ع )

برای مشاورت، خردمندان را برگزین تا از ملامت و ندامت در امان باشی.

امام علی ( ع )

نالایق کسی است که نتواند دوست پیدا کند و نالایق تر از او کسی است که دوست خود را از دست بدهد.

امام علی ( ع )

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 8:1  توسط يک منتظر آقا  | 

حضرت امام جواد (ع)
 سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشميان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت كردن ، 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري .
ثلاث من كن فيه لم يندم : ترك العجلة ، و المشورة ، و التوكل علي الله عند العزم
مسند الامام الجواد ، ص 247
2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 8:41  توسط يک منتظر آقا  | 

حضرت امام جواد (ع) :
 صبر را بالش كن ، و فقر را در آغوش گير ، و شهوات را به دور انداز ، و با هواي نفس مخالفت كن ، و بدان كه در برابر ديده خدايي ، پس بنگر كه چگونه اي .
توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات و خالف الهوي ، و اعلم أنك لن تخلو من عين الله فانظر كيف تكون
تحف العقول ، ص 478
2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 8:39  توسط يک منتظر آقا  | 

    
2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/01ساعت 0:22  توسط يک منتظر آقا  | 

  
2 نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 22:33  توسط يک منتظر آقا  | 

   
2 نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 22:10  توسط يک منتظر آقا  | 

 
2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 17:11  توسط يک منتظر آقا  | 

 
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 8:0  توسط يک منتظر آقا  | 

امام حسین (ع)
پند امام به عالمان
«أَیَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَةٌ وَ بِالنَّصیحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فى أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، یُهابِکُمُ الشَّریفُ، وَ یُکْرِمُکُمُ الضَّعیفُ وَ یُؤْثِرُکُمْ مَنْ لافَضْلَ لَکُمْ عَلَیْهِ وَ لا یَدٌ لَکُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِیالْحَوائِجِ إِذَا امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِى الطَّریقِ بِهَیْبَةِ الْمُلُوکِ وَ کَرامَهِ الاَْکابِرِ... فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعْتُمْ وَ أَمّا حَقُّکُمْ بِزَعْمِکُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟!ح

حضرت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) خطاب به عالمان بی عمل و تارکان امر به معروف و نهى از منکر فرموده اند:اى گروه نیرومندى که به دانش مشهور و به نیکى مذکور و به خیرخواهى معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گرید! شریف از شما حساب میبرد و ضعیف شما را گرامى میدارد، و کسانى که بر آنها برترى و حقّى ندارید، شما را بر خود ترجیح میدهند، شما وسیله حوائجى هستید که بر خواستارانش ممتنع است، و به هیبت پادشاهان و کرامت بزرگان در راه گام برمیدارید...!و امّا حق ضعیفان را ضایع کردید! و حقّ خود را که به گمانتان شایسته آنید طلب نمودید...! و با این حال آرزوى بهشت الهى را دارید و همجوارى پیامبران و امان از عذابش را در سر میپرورانید!

2 نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 12:56  توسط يک منتظر آقا  | 

 
2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 19:7  توسط يک منتظر آقا  | 

  
2 نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 6:41  توسط يک منتظر آقا  | 

 

خانه

حديث

با شهيدان

مهدويت

کد جاوا اسکریپت

عكس

سرگرمي

قرآن آنلاين

دانلود قرآن

قرآن

English

عاشورا

اردو

Türkçe

تواشيح

مولودي

عکس فوتبالی

مداحی